اشعار نزار قبانی

اشعار نزار قبانی nizar qabbani poet " شعر " و"قصائد"عاشقانه و زیبا ی نزارقباني و ترجمه به فارسی

ادامه صد نامه عاشقانه (مائة رسالة حب) 90

90

تو نه لایق دریا هستی و نه بیروت !


از روزی که دیدمت راهبه ای گناه کار بودی


آب را ، بدون خیس شدن می خواستی  و


دریا را ، بدون غرق شدن


بیهوده سعی میکردم قانعت کنم که


آن عینک سیاه را از چشمانت برداری و


جوراب های ضخیم و ساعت مچی ات را دربیاوری


و مثل ماهی زیبایی در آب لیز بخوری 



متن اصلی در " ادامه مطلب"



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1391ساعت   توسط سینا  | 

ادامه صد نامه عاشقانه (مائة رسالة حب) 89

89

وقتی باد پرده های اتاق را به اهتزاز در می آورد


و مرا...


عشق زمستانی ات را به یاد می آورم


آن هنگام ، به باران پناه می برم تا به سرزمین دیگری ببارد


به برف  ، تا شهرهای دیگری  را سفیدپوش کند


و به خدا،  تا زمستان را از تقویمش پاک کند


چون نمی دانم  بی تو ، چگونه زمستان را تاب آورم.


متن اصلی در "ادامه مطلب"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1391ساعت   توسط سینا  | 

ادامه صد نامه عاشقانه (مائة رسالة حب)88


88

وقتی باران به پنجره می کوبد


جای خالیت ملموس تر می شود


وقتی مه بر  شیشه های ماشین می نشیند و

 

بوران محاصره ام می کند


وقتی گنجشک ها جمع می شوند تا


ماشینم را از عمق برف بیرون بکشند...


گرمای دستان کوچک تو را به یاد می آورم و


سیگارهایی که با هم کشیدیم


مثل سربازها در سنگر


نصف تو...


 نصف من...


متن اصلی در "ادامه مطلب"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1391ساعت   توسط سینا  | 

ادامه صد نامه عاشقانه (مائة رسالة حب)87


87

بگذار بی تو راه بروم  


بی تو بر صندلی ها بنشینم


در قهوه خانه هایی که تو را به یاد ندارند 


بگذار..


به یاد بیاورم نام زنانی را که

 

 به خاطرتو، رها کردم و کشتم


بگذار زندگی کنم


متن اصلی در"ادامه مطلب"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1391ساعت   توسط سینا  | 

ادامه صد نامه عاشقانه (مائة رسالة حب) 86

86

دشنه ات را از سینه ام بیرون بکش


بگذار زندگی کنم


عطر تنت را از پوستم بگیر و


بگذار زندگی کنم


بگذار با زنی تازه آشنا شوم که


نامت را از خاطرم پاک کند  و


کلاف حلقه  شده گیسوانت را از دور گلویم بگشاید


متن اصلی در" ادامه مطلب"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1391ساعت   توسط سینا  | 

ادامه صد نامه عاشقانه (مائة رسالة حب) 85

85

وقتی که با منی


دوست دارم از چراغ های قرمز رد شوم


شوقی کودکانه دارم برای میلیون ها برگ جریمه و


میلیون ها حماقت


وقتی که دستت را در دست دارم


دوست دارم تابلوهای شیشه ای عشق را بشکنم


و اعلامیه های رسمی


که درباره مصادره عشق سخن میگوند راپاره کنم .


لذت بی پایان در این است

 

در برخورد شیشه های شکسته


با لاستیک ها ی ماشینم


متن اصلی در"ادامه مطلب"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1391ساعت   توسط سینا  | 

ادامه صد نامه عاشقانه (مائة رسالة حب) 84

84 

می خواهم مجلات اعتراف کنند

 
که من بزرگ ترین آنار شیست قرنم


این بهترین فرصت برای با تو بودن

 

 در زمینه یک عکس است


تا خوانندگان صفحه های جنایی ـ عشقی نیز بدانند

که معشوق من تویی...


 متن اصلی در"ادامه مطلب"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1391ساعت   توسط سینا  | 

ادامه صد نامه عاشقانه (مائة رسالة حب) 83

83

از تجربه عشق پنهانی  و


از بازی کردن نقش عاشق کلاسیک خسته شده ام


می خواهم پرده نمایش  را بالا ببرم و


نمایشنامه را پاره کنم  وکارگردان را بکشم


و مقابل همه مردم اعلام کنم :


که برغم کراهت این قرن ،من عاشق این روزگارمعاصرم


 و معشوق من تویی


  متن اصلی در"ادامه مطلب"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391ساعت   توسط سینا  | 

ادامه صد نامه عاشقانه (مائة رسالة حب) 82

82

گاهی فکر می کنم


که در میدان اصلی شهر شلاقت بزنم


تا روزنامه ها، عکسهایمان را در صفحه اول چاپ کنند


و آن ها که نمی دانند تو معشوقه منی،


 باخبر شوند ........


  متن اصلی در"ادامه مطلب"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391ساعت   توسط سینا  | 

ادامه صد نامه عاشقانه (مائة رسالة حب) 81


81

معشوقه ام باش و ساکت شو


با من درباره شریعت عشق ، بحث نکن


عشق من به تو شریعتیست که می نویسمش و

 

 اجرا یش می کنم


اما تو...


آموختمت که گل مارگریت شوی و


بر بازوهایم بخوابی و بگذاری تا حکومت کنم


و کار تو فقط این باشد


که تا ابد معشوقه ام باشی...

متن اصلی در"ادامه مطلب"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1391ساعت   توسط سینا  | 

ادامه صد نامه عاشقانه (مائة رسالة حب) 80

80

دیگرتمام شد،تو معشوقه ام شدی


به تمام سلول هایم وارد شدی

 

مثل دکمه ای در جا دکمه ای و


گوشواره ای در گوش زن اسپانیولی .


از امروز دیگر دلیلی نداری که


 
من پادشاهی غیر دموکراتم ،


من درمقام عشق، قوانینم را می سازم و


 
به تنهایی حکومت می کنم.


مگر برگ برای روییدن از کسی اجازه میگیرد؟


یا جنین، برای زاده شدن از مادر؟

 

متن اصلی در"ادامه مطلب"



برچسب‌ها: شعر, عربی, شعر نزار قبانی, نزارقبانی, شعرنزارقبانی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1391ساعت   توسط سینا  | 

ادامه صد نامه عاشقانه (مائة رسالة حب) 79

 

79

 پیش از ورود من به سرزمین دهانت

 
لبهایت گلی از سنگ بودند


جامی خالی از شراب

 
دو جزیره منجمد، در اقیانوس شمالی...


روزی که به دیار دهانت آمدم


همه مردم شهر به پیشوازم آمدند تا مرا با گلاب بشویند


و زیر پاهایم قالیچه قرمز پهن کنند


تا با شاهزاده خانم بیعت کنم!

 

متن اصلی در"ادامه مطلب"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1391ساعت   توسط سینا  | 

ادامه صد نامه عاشقانه (مائة رسالة حب) 78

78

از هواپیما عاطفه ها شکل دیگری می گیرند


غبار زمین با جاذبه ها و قوانینش


 از چهره عشق زدوده میشود و


هواپیما چون توپی پنبه ای و بی وزن


بر روی تشکی نرم سر می خورد


وچشم هایت،در تعقیبش


مانند دو گنجشک بازیگوشند که 


پروانه ای را دنبال میکند!

 

من چقدر احمق بودم که فکر میکردم

 
تنها سفر می کنم!


در هر فرودگاهی که پیاده شدم


در چمدانم،تو را دیدم

  متن اصلی در "ادامه مطلب"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1391ساعت   توسط سینا  | 

ادامه صد نامه عاشقانه (مائة رسالة حب) 77

77

هواپیما،بالا و بالاتر میرود


و من بیشتر و بیشتر دوستت دارم!


تجربه ای جدید!


عشق زنی در 30هزارپایی


حالا چیزکی از عرفان می فهمم


و اشتیاق عرفا...


متن اصلی در "ادامه مطلب"


برچسب‌ها: شعرنزارقباني, نزارقباني, شعر نزار قباني, اشعارنزارقباني
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1391ساعت   توسط سینا  | 

ادامه صد نامه عاشقانه (مائة رسالة حب) 76

76

خسته بر شنزار سینه ات، خم می شوم


این کودک از زمان تولد تاکنون


نخوابیده است

  متن اصلی در "ادامه مطلب"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1391ساعت   توسط سینا  | 

ادامه صد نامه عاشقانه (مائة رسالة حب) 75

75

کمی از جلوی چشمانم دور شو

 
تا رنگ ها را تشخیص دهم

 
حجم هستی را ببینم


و قانع شوم زمین گرد است


برچسب‌ها: شعر, عربی نزارقبانی, شعر نزار قبانی, نزارقبانی, شعرنزارقبانی
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1391ساعت   توسط سینا  | 

ادامه صد نامه عاشقانه (مائة رسالة حب) 74

74

ممنون از دفترهای رنگارنگی که به من هدیه دادی

 
هیچ چیز در این دنیا مثل دفترهای رنگی


اشتهایم را تحریک نمی کند


من،گاوی اسپانیایی ام



وقتی که ورق های رنگین ،پیش رویم


تکان می خورند

 

دوست دارم بمیرم .


هنگام هدیه دادن دفتر


آیا اشتهای اسپانیایی ام را می شناختی؟

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1391ساعت   توسط سینا  | 

ادامه صد نامه عاشقانه (مائة رسالة حب) 73

73

آه! ایکاش روزی از غریزه خرگوشیت رها شوی و


بدانی که  شکارچی ات نیستم ......

 
 من عاشق توام!


 متن اصلی در "ادامه مطلب"


برچسب‌ها: رسالةحب, رسالة الحب, رسالةالحب, فارسي, الفارسي, العربي
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1391ساعت   توسط سینا  | 

ادامه صد نامه عاشقانه (مائة رسالة حب) 72


72

رفاقت با تو

 

رفاقت با بادبادکی کاغذیست


رفاقت با  باد،تصادف،سرگیجه ودریا ست


هیچ وقت با تو حس نکردم


با چیز ثابتی مواجهم


غلطیدم از ابری به ابری دیگر

 
چون کودکی نقاشی شده بر سقف کلیسا

 

متن اصلی در "ادامه مطلب"


برچسب‌ها: النزار, القبانی, قصیده, قصاید, اشعار, شعر, الحب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1391ساعت   توسط سینا  | 

ادامه صد نامه عاشقانه (مائة رسالة حب) 71

71

چرا می خواهی برایت نامه بنویسم؟


چرا می خواهی مثل انسان نخستین برابر تو برهنه شوم؟


نوشتن تنها چیزیست


که برهنه ام می کند


وقتیکه حرف می زنم، بعضی از لباس هایم هست


اما وقت نوشتن...


رها و سبک میشوم


مانندگنجشک قصه ها که وزنی ندارد .


وقت نوشتن ، از تاریخ و نیروی جاذبه می گریزم و


سیاره ای چرخان می شوم


در هاله چشمانت


متن اصلی در "ادامه مطلب"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1391ساعت   توسط سینا  | 

مطالب قدیمی‌تر